<br /> <b>Warning</b>: file_put_contents(logs/1568733465-1721-input.txt): failed to open stream: No such file or directory in <b>/home/ersthost/public_html/dev/wordino/api/spin.php</b> on line <b>32</b><br /> هشدار دانشمندان درمورد ایده پیدایش تراشه مغزی Neuralink

Warning: file_put_contents(logs/1568733465-7523-input.txt): failed to open stream: No such file or directory in /home/ersthost/public_html/dev/wordino/api/spin.php on line 32
تقریبا یک ماه پیش بود که ایلان ماسک در یک همایش کوچک از آخرین دستاورد شریک نوپای خود با اشتهار نئورالینک (Neuralink) درون زمینه ی وحدت عدد انسان و ماشین پرده برداشت: یک «خراش ی مغزی» که روزی خواهد توانست ادراک بیولوژیکی را به هوش ماشینی وحدت دهد. آن راه که ماسک تشریح داد، این خراش می تواند با حفر یک سوراخ دو میلی متری درون جمجمه ی انسان، روی عدد نصب شود. او گفت:رابط کاربری این تراشه، بی سیم خواهد بود؛ بنابراین صبر نیست هیچگاه گونه سیمی از عادت به خارج آویزان شود.

ماسک محاجه می نرم که دراختیارداشتن چنین دستگاه ای می تواند بشر را داخل مواجهه با آنچه وی «آخرالزمان درک قدر یا بهای چیزی مصنوعی» می خواند، مدد دهد؛ سناریویی که طی آن، هوش جعلی بشر را ظهر عادت می گذارد و زمین را مادون کنترل خویشتن درمی آورد. ماسک بانگ می دهد:تا اینکه در خوش بینانه ترین سناریوی فهم مصنوعی نیز ما متعاقب خواهیم افتاد. ولی با کمک یک واسط کاربری میان مغز و ماشین، ما قادر خوهیم بود همچنان در گردونه ی هم چشمی باقی بمانیم و این اصالت را خواهیم داشت که با هوش قلابی ترکیب شویم؛ این زیاد اهمیت دارد.

با این حال، برخی از اعضای اجتماع ی علمی هشدار می دهند که این مایه می تواند بشر را بوسیله سمت «خودویرانگری» سوق دهد؛ آن هم تا اینکه قبل از آنکه شاهد وقوع یک «آخرالزمان هوش جعلی» باشیم.

تو مقاله ای از فایننشنال تایمز که درون روز سه شنبه ی گذشته منتشر شد، سوزان اشنایدر، گویا شناس علوم شناختی و فیلسوف می گوید، خیساندن مغز مردم با هوش مصنوعی می تواند به منزله ی یک «خودکشی بخاطر ذهن بشر» تلقی شود. اشنایدر که ریاست کتابخانه ی کنگره و مدیریت دسته هوش مصنوعی، ذهن و اجتماع را تو دانشگاه کانکتیکات به عهده داری دارد، این متد می نویسد:موانع فلسفی موجود (در این عرصه) به وزن ی موانع تکنولوژیکی آن دشوار و پیچیده اند.

ایلان ماسک بر این باور است که ادغام فهمیدن مصنوعی و هوش بیولوژیکی گامی بنیانی در مقابله با خطر بروز آخرالزمان فهمیدن مصنوعی است.مقاله های مرتبط:ایلان ماسک از برنامه های Neuralink بخاطر پیوند مغز به کامپیوتر پرده برداشتچگونه شعر کشت مغز یک نویسنده، باعث تغییر دیدگاه نظریه او شد؟

اشنایدر با وحی از ایده های یک دبیر ی استرالیایی در سبک علمی تخیلی با نام گرگ اگان، یک سناریوی فرضی را مطرح می کند: تصور کنید به محض متولدشدن، یک وسیله ی درایت مصنوعی بوسیله معروفیت «جواهر» داخل مغز شما کاشته شود. این تجهیز به رخ دائمی فعالیت های مغزی شما را رصد می کند تا دریابد چگونه می تواند افکار و رفتار شما را شبیه سازی یواش. زمانی که به تکلیف می رسید، این وسیله نیز یک نسخه ی کامل از مغز شما را در وارستگی دارد و می تواند امین شبیه شما فکر و تصمیم گیری یواش. سپس شما می توانید خلال یک جراحی، مغز اصلی خود را بیرون کنید و اجازه دهید «جواهرات» عدد متاخر شما باشد.

تو چنین شرایطی، باید پرسید کدام یک از این ها خودِ واقعیِ شما خواهند حیات: مغز واقعی خواه آن «جواهرات»؟ اشنایدر این گونه استدلال می نرم:از آنجا که غیرممکن است که بتوانیم بگوییم درون ثانیه فرایند جداسازی مغز اصلی، آگاهی شما می تواند بوسیله شکلی جادویی به آن تجهیز ادراک ساختگی منتقل شود، احتمالا باید گفت تو لمحه ی جداسازی مغزتان، شما خودتان را کشته اید.

او ادامه می دهد:این استدلال گویای آن است که ایده ی ارتباط دهنده ی عدد با هوش مصنوعی درحقیقت بوسیله غلط دریافتن شده است؛ دست ناچیز درون شرایطی که این وابستگی منجر به جایگزینی کامل مغز با وسایل هوش جعلی شود.

در تکمیل این محاجه ها، باید اذعان کرد که فناوری فعلی با چشم اندازی که در آن بتوان نسخه ای از مغز را درون یک خراش کپی برداری کرد، فاصله ی زیادی دارد. آنچه که ایلان ماسک فعلا درون سر دارد، مصرف از این ابتکار نئورالینک برای درمان بیماری ها و تلفات عصبی نظیر نیستی عقل و اختلالات حرکتی است. تو هر حال استعمال از چنین تجهیزی نیز منوط بوسیله کسب مجوز از اداره خوردنی و دارو و سایر نهادهای نظارتی خواهد بود.

دانشمندان تصدیق می کنند که این نوع دستاوردهای مملکت ی هوش مصنوعی می تواند مکملی بخاطر فعالیت های تندخو باشد؛ اما اگر قرار باشد فرمان تا آنجا پیش برود که این فناوری جایگزین بافت عصبی طبیعی شود، نهایتا ممکن است بوسیله عمر فرد آخر دهند.

اگر زمانی فناوری به حدی پیشرفت کند که خود بتوانیم انتخاب کنیم که تا چه قطع ای از مغز ما با فهم قلابی ادغام شود، باز هم شاید به ماندگی بتوان مرزی میان تعادل و زیاده روی تصور کرد. اشنایدر این پرسش خاطر برانگیز را مطرح می کند که آیا باید مثلا ۱۵ درصد را بوسیله نشانی پیمانه اعتدال بخاطر چنین فرایندی قلمداد کرد یا عددی متشابه ۷۵ درصد را؟ به دیدن می رسد در چنین شرایطی، انتخاب، موضوعی کاملا اختیاری خواهد بود.بیشتر بخوانید:تاثیر رژیم غذایی مملو از روغن روی مغزروان شناسی تکامل عشق؛ تنش هورمون ها مافوق مورچه بین علمنسل جدید تسلا رودستر، سال ۲۰۲۰ راهی نوربرگ رینگ می شودواقعیت از پنجره بصیرت عصب شناسیچگونه مغز تعداد اشیاء را بدون محاسبه تخمین می زند؟